ایران و مناقشه قره باغ
اهمیت ایران در حل و فصل مناقشه قره باغ زاید الوصف است. ایران که مستقیماً در این مناقشه شرکت نمی کند، مهمترین عامل حل و فصل اوضاع قره باغ و برقراری صلح و ثبات در منطقه مناقشه بوده و می باشد. البته، امکان حفظ و توسعه روابط برابر با همه طرفین مناقشه قره باغ و دنبال کردن سیاست متعادل با فاصله گیری برابر از همه آنها، مهمترین دستاورد ایران به شمار می رود. ایران نه تنها در حرف بلکه در عمل نیز در پیشگیری از بروز مجدد عملیات جنگی در منطقه مناقشه سهم خود را ایفا می کند. این مقاله به گذشته، حال و آینده احتمالی و نقش فزاینده ایران در حل و فصل این مناقشه به نفع صلح در قفقاز جنوبی اختصاص دارد.
نگاهی به گذشته
نقش ایران به لحاظ سابقه مسأله قره باغ بسیار قابل توجه بوده است. اگر به چند قرن پیش، به اوایل قرن 19 برگردیم، باید خاطرنشان کنیم که سرزمین منطقه تاریخی قره باغ که تقریباً برابر با سرزمینی است که جمهوری فعلی ناگورنی قره باغ در آنجا اختیارات قدرت دولتی عملی را ایفا می کند، در حوزه رویارویی دو قدرت روسیه و ایران قرار داشت. در سال 1805 خان نشین قره باغ همراه با مناطق پهناور قسمت شرقی ماورای قفقاز که قبل از آن به ایران تعلق داشت، به امپراطوری روسیه منتقل شد. این امر در مقاوله نامه های سال 1813 گلستان و سال 1828 ترکمن چای بین روسیه و ایران قید شد.
در تاریخ نزدیک تر نباید از ذکر میانجی گری شناخته شده ایران در ماه می سال 1992 گذشت. روز 7 می سال 1992 در تهران بیانیه مشترک سران جمهوری اسلامی ایران، جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان به امضا رسید. به موجب آن سند، «طرفین توافق نمودند ظرف مدت یک هفته از روز ورود محمود واعظی فرستاده ویژه رئیس جمهور ایران به منطقه، درپی مذاکرات با طرفین ذی علاقه و با پشتیبانی سران دولت های آذربایجان و ارمنستان، آتش بس برقرار شده و همزمان همه راه های ارتباطی به منظور تأمین نیازهای اقتصادی باز شوند».
از قرار معلوم، ایران در مرحله تشدید خاص مناقشه قره باغ که این مناقشه وارد فاز رویارویی آشکار جنگی شد، موقعیت دوپهلویی داشت. طرف ایرانی به حکم دلایل گوناگون بایستی با آذربایجان ابراز همبستگی کامل بکند.اواسط سال های 1990 کارشناسان ایرانی به این واقعیت توجه کرده و روزنامه های ایرانی در این مورد مطالب زیادی درج می کردند. دولت ایران با فشار جدی از سوی محافل اجتماعی و به خصوص جمعیت آذری ایران روبرو شد. با گذشت سال ها این فشار کاهش یافته ولی هر موقعی که ارتش آذربایجان از دست ارامنه شکست می خورد، دوباره ظاهر می شد. ولی طرف ایرانی از همان ابتدا از همه طرفین مناقشه فاصله برابری گرفته بود. عملیات جنگی در منطقه مناقشه از سال 1992 به بعد در شرایط سیاست سنجیده ایران جریان داشت که بدون اینکه در مناقشه مداخله کند، همیشه با دقت توسعه نظامی آن را رصد می نمود. افکار عمومی جهان به مهمترین نقش ایرانی در آن مرحله که دشوارترین مرحله برای طرف ارمنی بود، توجه کرد. در آن زمان مقطع تنگ مرزی بین ارمنستان و ایران به «راه زندگی» برای ارامنه به معنی واقعی کلمه تبدیل شد.
تهران پس از انعقاد آتش بس در منطقه مناقشه در ماه می سال 1994 سعی کرد با مشخص کردن هر چه دقیق تر منافع خود، در روند حل و فصل اوضاع سهمی ایفا کند. ایران تا سال 1997 در این زمینه بسیار فعال بود و از طریق مجاری دیپلماتیک با روسیه تعامل می کرد. بعد از آنکه در داخل سازمان امنیت و همکاری اروپا نهاد رؤسای گروه مینسک با شرکت روسیه، ایالات متحده و فرانسه ایجاد شد، ابعاد فعالیت تهران در این زمینه کاهش یافت. شاید همین امر باعث شده باشد که تهران با چشم ناباوری به نهاد رؤسای گروه مینسک بنگرد.
نگاه دقیق به زمان حال
ایران در مرحله جاری حتی الامکان در عدم از سرگیری عملیات جنگی در منطقه مناقشه و حفظ موازنه نیروها و منافع طرفین مناقشه، سهم خود را ایفا می کند. روز 19 فوریه سال 2010 سید علی ساگایان سفیر ایران در ارمنستان درباره حل و فصل مناقشه قره باغ چند مطلب مهم بر زبان آورد. وی برای چندمین بار بر موضع گیری ایران مبنی بر ضرورت حل و فصل صلح آمیز مناقشه و آمادگی طرف ایرانی برای ایفای سهم خود در تنظیم روابط بین ارمنستان و آذربایجان تأکید کرد. سفیر ضمن معرفی موضع گیری ایران در خصوص استقرار احتمالی نیروهای حافظ صلح در منطقه مناقشه، اظهار داشت که طرفین مناقشه باید تکلیف این اراضی را روشن بکنند. وی همزمان تأکید نمود که ایران به عنوان کشوری که با ناگورنی قره باغ مرز مشترک دارد، ملاحظات و مواضع خود را درباره ترکیب نیروهای حافظ صلح که ممکن است در این اراضی مستقر شوند، ابراز خواهد نمود. ایران در بهار سال 2010 به طور فعال میانجی گری خود را به ارمنستان و آذربایجان پیشنهاد کرد. ابتکار تهران مبنی بر برگزاری ملاقات نمایندگان ارمنستان و آذربایجان با میانجی گری طرف ایرانی که 19 آوریل سال 2010 توسط منوچهر متکی وزیر وقت امور خارجه ایران اعلام شد، به عنوان وسیله مساعدت به طرفین مناقشه در جهت جستجوی وجوه اشتراک مواضع آنها تلقی می شد. معنی ملاقات های سه جانبه در سطح رؤسای جمهوری ارمنستان، روسیه و آذربایجان همین بود و آن مساعدت به پیدا کردن امکانات جدید اضافه بر امکانات رؤسای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا، در جهت نزدیکی مواضع طرفین مناقشه است. به نظر می آید که ابتکار دیپلماتیک ایران حد اقل به این خاطر مبنای عینی دارد که تهران با همه طرف های مناقشه روابط صاف و همواری دارد. علاوه بر آن هر گونه بحث درباره استقرار احتمالی آینده نیروهای حافظ صلح در منطقه مناقشه چه در بعد ترکیب این نیروها و چه در بعد اختیارات آنها در نزدیکی مرزهای دولتی ایران، باید با توجه به نقطه نظر ایران صورت بگیرد. محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران در جریان سفر ماه نوامبر سال 2010 به باکو بر علاقه کشور خود به همین گونه حل و فصل مناقشه تأکید کرد. سرژ سارگسیان رئیس جمهور ارمنستان در حین دیدار کاری خود از ایران به تاریخ 5 اوت سال جاری با حسن روحانی همتای ایرانی خود درباره نه تنها مسایل مبرم دیگر بلکه روند حل و فصل مناقشه قره باغ به بحث و گفتگو نشست. اواخر ماه سپتامبر در حاشیه شصت و هشتمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ملاقات سران نهادهای سیاست خارجی ارمنستان و ایران برگزار شد.
نگاهی به آینده
نقش ایران در حل و فصل مناقشه قره باغ به طور عام و در تأمین وضعیت کنونی در منطقه مناقشه به طور خاص، به عنوان نقش کشوری قابل تأمل است که به هیچ گونه تشدید فعالیت نظامی در مرزهای خود علاقه مند نیست. ایران به تلاش های حفاظت از صلح ناتو علاقه ندارد. مشکل بتوان تصور کرد که کشورهایی چون ایالات متحده، فرانسه و غیره به اجرای عملیات حفاظت از صلح فقط با استفاده از نیروهای سازمان پیمان امنیت جمعی یا روسیه رضایت دهند. ولی حضور نیروهای ناتو در منطقه مناقشه - حتی بر اساس مجوز سازمان امنیت و همکاری اروپا یا سازمان ملل – ناگزیر برای ایران عامل ناراحت کننده ای خواهد بود. ممکن است در منطقه قفقاز جنوبی که از خطوط متعدد جدایی قومی و سیاسی برخوردار است، بی ثباتی دامنه داری رخ دهد، چنانچه هم سازمان پیمان امنیت جمعی و هم ناتو در میدان محدود عملیات حفاظت از صلح وظایف خود را اجرا کنند. ایران در مورد حضور نظامیان ناتو در مرزهای شمالی خود سوء ظن های عینی پایه داری دارد که این عامل نمی تواند نادیده گرفته شود.
موضع گیری ایران در قبال حل و فصل مسأله قره باغ در مجموع به دو اصل کلیدی ختم می شود. اولاً، راه حل صلح آمیز لازم است و اینکه راهی جز روند مذاکرات وجود ندارد. از اینجا این واقعیت بر می آید که طرفین حق ندارند به روش های زورگویانه متوسل شوند. ثانیاً، ایران تنها مراجعه به کشورهای منطقه به عنوان میانجی گران روند صلح را مصلحت می داند که این امر باید کنشگران خارج از قفقاز جنوبی را از میان میانجی گران در حل و فصل بحران قره باغ حذف کند.
بعضی نکات موضع گیری ایران باعث نزدیکی مواضع آن هم به ارمنستان می شود و هم به آذربایجان. مناقشه باید به طور جامع و بر اساس اصل «هر چیزی که تا آخر هماهنگ نشده باشد، هماهنگ نشده محسوب می شود» حل شود. قبل از اینکه طرفین به بسته های راه حل های قابل قبول دست نیابند، هیچ راه معقولانه تأمین صلح در منطقه جز حفظ وضعیت جاری در منطقه مناقشه وجود ندارد. این موضع گیری مشترک ایروان و تهران است. هر دوی آنها همچنین موافقند که هر گونه حل مناقشه باید عادلانه و بلندمدت باشد.
ایران هماره با آذربایجان در مراحل گذشته و جاری حل و فصل مناقشه در چند مورد از تلاش های میانجی گرانه گروه مینسک مطالب انتقادی بیان کرده است. باکو به راندمان پایین فعالیت نهاد رؤسای گروه مینسک اشاره می کند. البته این بیانات طرف آذربایجانی حالت سیستمی ندارد و اغلب در مراحل سرد شدن روابط باکو با کشورهای غرب و بروز اختلافات بین آذربایجان و روسیه مطرح می شوند. در گذشته نه چندان دور همین وضع در پی شکست مذاکرات بین دو کشور همسایه درباره تمدید اجاره رادار گابالا واقع در خاک آذربایجان توسط روسیه مشاهده شد.
ولی برخورد منفی ایران با گروه مینسک پیگیری بیشتری دارد. ایران از ذهنی بودن کار این نهاد که در آن تمام کار عملی به فعالیت سه رئیس از طرف روسیه، ایالات متحده و فرانسه محدود شده است، راضی نیست. تهران سئوال می کند که چرا آمریکا و فرانسه که عوامل فرا منطقه ای هستند، به حل و فصل مناقشه می پردازند و اینکه چرا ایران در ترکیب وسیع گروه مینسک حضور ندارد؟ ایران از مرزهای شناخته شده بین المللی با ارمنستان و آذربایجان و نیز در عمل با ناگورنی قره باغ برخوردار است ولی در مکانیزم های چندین جانبه حل مناقشه برای آن جایی در نظر گرفته نشده است. در سال های اخیر به این سئوال بسیار معقولانه تهران هیچ پاسخی داده نشده است. از سوی دیگر، نباید برای آرزوی ایران مبنی بر داشتن نمایندگی در قالب های حل مناقشه و علاقه آذربایجان به دادن پیام های حاکی از نارضایتی خود از کار واشنگتن، پاریس و مسکو که هرازگاهی مشاهده می شود، ارتباط متقابل مستقیم قایل شد. تهران از اصل منطقه ای در حل و فصل هر مناقشه و هر مسئله قفقاز جنوبی و حوزه دریای خزر دفاع می کند در حالی که برای آذربایجان اصولاً تفاوت چندانی ندارد کدام دولت ها میانجی گری کنند و فقط نتیجه یعنی برقراری نظارت بر ناگورنی قره باغ مهم است. برای ایران خود روند حل مناقشه و جابجایی نکات مورد تأکید اهمیت دارد که می تواند موجبات پیشرفت واقعی در زمینه حل و فصل مناقشه قره باغ را فراهم نماید.
ایران و اتحادیه واحد گمرکی
با نگاهی به آینده می توان چشم انداز جالب نزدیکی روابط ارمنستان و ایران در منطقه را تشخیص داد. باید تأکید کرد که این کار به ضرر منافع آذربایجان انجام نمی شود. ایران قدرت منطقه ای است که از سنت های غنی دیپلماتیک و برخورد مشخص دولتی با هر مسأله خارجی برخوردار است. جمهوری اسلامی ایران در روابط با ارمنستان و آذربایجان تعادل برقرار کرده است. قالب های دوجانبه همکاری به خصوص در جهت حفظ این تعادل مورد تقاضا هستند. ولی اگر ارمنستان و ایران از امکانات فراهم شده در پرتو طرح های همگرایی فضای شوروی سابق که روسیه پیش می برد، استفاده نکنند، این کار به عنوان کوتاهی بزرگی تعبیر خواهد شد. کارشناسان بیش از پیش مسأله الحاق احتمالی ایران به اتحادیه گمرکی را به عنوان موضوع بحث مطرح می کنند. در این صورت چشم انداز توسعه در زمینه ساخت راه آهن ارمنستان – ایران هم که برای طرف ارمنی بسیار مهم است، فراهم خواهد شد. این کار می تواند به روابط اقتصادی میان روسیه و ایران تحرک مکملی بدهد. مسیر خزر با وجود پیچیده و غیر مستقیم بودن، می تواند به رابطه جغرافیایی کارآمد و عملی بین روسیه، ایران و ارمنستان تبدیل شود. پیوستن ایران به اتحادیه گمرکی برای روسیه راه به ارمنستان را نه از طریق مقطع کوتاه گرجی بلکه در خط روسیه – قزاقستان – خزر- ایران – ارمنستان می گشاید. بدیهی است که در این مسیر هم موانع جدی وجود دارند که قبل از همه از فقدان رژیم حقوق خزر که تاکنون طراحی نشده است، سرچشمه می گیرند. ولی این اندیشه حالت آشکار فرامرزی دارد و دورنمای جلب همه جمهوری های ساحلی خزر و از جمله آذربایجان را فراهم می نماید.
ایران به توسعه دیپلماسی فعال در زمینه از سرگیری روابط با قدرت های غربی که برای آن اولویت دارد، بسنده نمی کند. مسکو از فعال شدن مسئولین جدید ایرانی در صحنه جهانی در جهت حل و فصل مسایل کهنه و از جمله برنامه هسته ای ایران استقبال می کند که این مطلب جدیداً توسط سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه اعلام شد. چند روز قبل از انعقاد موافقتنامه گروه 1+5 با ایران در ژنو در روز 24 نوامبر، پیشرفت معینی در روند حل و فصل مناقشه قره باغ نیز پدید آمد. 19 نوامبر بعد از وقفه تقریباً دو ساله در وین ملاقات رؤسای جمهوری ارمنستان و آذربایجان برگزار شد. به یقین می توان احتمال داد که موفقیت های ایران در روابط با غرب به حل و فصل متعادل مناقشه قره باغ تحرک مکملی خواهد بخشید.
ایران با وجود تحریم های اقتصادی و سیاست منزوی کردن که علیه این کشور دنبال می شود، برای تحکیم پیوندهای اقتصادی با همسایگان نزدیک راه های گوناگونی پیدا می کند. از این نظر، روابط ایران با ارمنستان و آذربایجان از این عرف ایران مستثنی نیست. به عنوان مثال، تهران حاضر است با ایروان در بخش انرژی همکاری کند و نیز اجرای طرح راه آهن قزوین – رشت – آستارا را که با باکو ارتباط دارد، سرعت بخشد. در منطقه مناقشه زایی چون قفقاز جنوبی، اقتصاد باید در خدمت سیاست باشد. ولی هدف آن نه تضعیف مواضع و نفوذ کشورهای دیگر بلکه بر طرف کردن اختلاف نظرهای سیاسی و نزدیک تر کردن مواضع طرفین مناقشه می باشد.
*****
ایران می تواند در ایجاد جو اعتماد در قفقاز جنوبی سهم ویژه خود را ایفا کند که بدون آن، حل و فصل عادلانه و بلندمدت مناقشه قره باغ در عمل میسر نیست. جمهوری اسلامی فعلاً در قالب های جاری میانجی گری بین المللی در مناقشه قره باغ حضور ندارد. با این حال، وزن ایران در منطقه و امکان بالقوه پیوستن آن به طرح های همگرایی اقتصادی با همسایگان شمالی، برای منتفی کردن هر امکان وقوع جنگ در رابطه با این مناقشه دیرپا فرصت های جدیدی فراهم می نماید.
«ایران رو»