احمد داوداوغلو وزیر خارجه ترکیه اعلام کرده است کوچاندن ارامنه در سال 1915 میلادی عمل اشتباهی بوده و در عین حال افزوده است روابط ارمنستان و ترکیه هیچ سنخیتی با گذشته روابط آلمانی ها و یهودی ها ندارند. ترکیه از یک سو از عدالت تاریخی سخن گفته و از سوی دیگر این عدالت تاریخی را انکار می کند. چگونه می توان ادعا کرد که روابط ارامنه و ترک ها سنخیتی با گذشته روابط آلمانی ها و یهودیان ندارند. تاریخ گذشته روابط میان آلمانی ها و یهودیان یادآور نسل کشی است. روابط آلمانی ها و یهودیان در دهه های گذشته بر همین اساس پی ریزی شده است. آلمان واقعیت نسل کشی یهودیان را به رسمیت شناخت و پرداخت غرامت به رژیم اسرائیل اخیرا پایان یافت. داوداوغلو با اشتباه خواندن کوچاندن ارامنه در سال 1915 میلادی بار دیگر منکر واقعیت تاریخی نسل کشی ارامنه شده است. شاید وی با بکار بردن لفظ "اشتباه" قصد تاکید بر این موضوع را داشته است که ارامنه کوچانده شده نیز می بایست کشته می شدند تا امروز شاهد شکل گیری دیاسپورای ارمنی و ایجاد مشکل بر سر راه ترکیه نمی بودیم. شاید داوداوغلو کوچاندن ارامنه را بدین سبب اشتباه خوانده است. علیرغم رشد و توسعه فرهنگی و اقتصادی جمهوری ترکیه در طول تاریخ، در عرصه دیپلماتیک انعطاف و زیرکی ترکیه تبدیل به اسطوره گردیده و بیش از پیش قابل پیش بینی شده است. ترکیه چندین دهه است که دست به اقدامات مزورانه مشابه می زند. هدف "حافظه عدالت طلبانه" داوداوغلو کاملا روشن است. آنکارا سیاستی را پیش گرفته است که هدف اصلی آن وارد نمودن ارمنستان به روند مذاکرات پیش از سال 2015 میلادی است و در این مسیر هدف حداقلی ترکیه ایجاد حس ترحم نزد افکار عمومی و ایجاد این توهم است که از هیچ تلاشی برای عادی سازی روابط با ارمنستان دریغ نمی کند و نباید این تلاش ها را با تاکید بی نتیجه بر موضوع "مسئله ارمنی " نابود کرد. در این مسیر آنکارا چشم به حمایت های روسیه دارد. روسیه با نفوذ خود بر دولت ارمنستان می تواند ایروان را حداقل وادار به برگزاری دیدارهایی با مقامات آنکارا کند. ترکیه انتظار زیادی ندارد. انجام دیدارهایی هر چند بی نتیجه نیز برای ترکیه کافی خواهد بود. مسکو می تواند برگزاری چنین دیدارهایی را تضمین کند. آنکارا نیز در مقابل نفوذ خود بر روی باکو را به مسکو پیشنهاد می دهد. گرچه میزان نفوذ آنکارا بر باکو قابل قیاس با نفوذ مسکو بر ایروان نیست، اما می توان آن را امتحان کرد. البته برای ترکیه به نتیجه نرسیدن این گزینه مناسب تر خواهد بود. موضوع مهم برای ترکیه آغاز این روند و امتداد آن تا ماه می سال 2015 میلادی است. همزمان آنکارا امید به مخالفت غرب با طرح های مسکو برای استقرار نیروهای حافظ صلح در منطقه دارد. آنکارا امیدوار است غرب برای جلوگیری از حمایت ترکیه از این طرح روسیه، وارد معامله با آنکارا شود. به عبارت دیگر ترکیه همزمان بدنبال رهایی از فشارهای "مسئله ارمنی" در آستانه صدمین سالگرد نسل کشی ارامنه و نیز تنش موجود میان غرب و روسیه در منطقه و سود بردن از آن است. اما غرب و بویژه آمریکا ظاهرا مسیر دیگری را انتخاب کرده و درصدد وارد نمودن ایران به معادلات خود هستند. اروپا نیز چنین هدفی را دنبال می کند. اخیرا پارلمان اروپا خبر اعزام هیئتی به ایران برای آغاز مذاکرات با این کشور را منتشر کرده است. همزمان غرب نمی تواند به صورت کامل از ایده معامله با ترکیه منصرف شود. با وارد نمودن ایران به معادلات خود غرب به دنبال ایجاد تمایل نزد ترکیه برای انجام معامله است. در چنین وضعیتی ارمنستان در حلقه اتصال قرار می گیرد. فرصت های بزرگی ایجاد شده اند، اما در این میان فقدان ابتکار از سوی دولت و مقامات این کشور مشهود می باشد. ارمنستان مجبور به صرفنظر نمودن از مطالبات خود در آستانه صدمین سالگرد نسل کشی ارامنه بوده و بدین ترتیب این سالگرد از جایگاه واقعه مهم سیاسی به جایگاه سالگردی معنوی و فرهنگی تنزل خواهد کرد. این روند سیاسی که چندی پیش با طرح مطالبات ارمنستان از ترکیه آغاز گردید اکنون زائد و دست و پا گیر بنظر می رسد. به همین دلیل نیز ترکیه بار دیگر ترفندهای مزورانه قدیمی و کهنه خود را بکار گرفته و هر چند به خوبی واقف است که همگان با ظاهری و بی پایه بودن این ترفندها آشنا هستند اما در شرایط فقدان اقدامات و ابتکارات موثر و متقابل از سوی دولت ارمنستان همچنان مفید و کارآمد خواهند بود.
نویسنده: هاگوب بادالیان

Lragir.amروبرت مارکاریان