ایران و آمریکا سرگرم امتحان ابتکارات راهبردی برای تعیین مرزهای سازش متقابل هستند. در همین حال در رابطه با برخی مسائل منطقه ای مذاکرات و توافقاتی در سطوح مختلف در جریان بوده و بر این موضوع تاکید دارد که گرچه برنامه هسته ای ایران از اولویت برخوردار است، اما تنها موضوع مورد بحث نیست. آمریکا بدون توجه به شرکای خود در اروپا و خاور نزدیک در حال شکافتن صفوف بوده و سعی دارد افتخار داشتن ایران در کنار خود به عنوان شریک منطقه ای و جهانی را از آن خود کند. آمریکا سعی دارد مسائل منطقه ای را براساس مدل "اطریش- مجارستان" و به بالطبع در چارچوب نقش جهانی خود حل و فصل نماید. آیا ایران با چنین مدلی موافقت خواهد کرد؟ سرنوشت بسیاری از کشورها و مناطق و حتی قدرت های بزرگ جهانی بستگی به این تصمیم دارد. این موضوع هم اکنون در کانون توجه محافل غربی قرار داشته و با این حال مسئله ای بسیار حساس تلقی می شود، زیرا با منافع بسیاری از شرکای آمریکا در ارتباط است. شواهدی در دست است که آمریکا و دوستان اسرائیل در حال حاضر درصدد اصلاح راهبردهای خود بوده و رویکردهای جدیدی را در قبال موضوع ایران در پیش گرفته اند. بی شک اسرائیل و دوستان این رژیم در آمریکا و فرانسه سناریوی جایگزینی دارند که در صورت وخیم تر شده اوضاع سیاسی در خاور نزدیک درصدد اجرای آن بر خواهند آمد. رژیم اسرائیل در صدد احیای روابط نزدیک و قابل اطمینان خود با ترکیه بر آمده و سعی در تقویت روابط خود با عربستان سعودی، کشورهای حاشیه خلیج فارس، جمهوری آذربایجان و حتی پاکستان دارد. اسرائیل امکان ایجاد "حلقه دوم" شرکای خود را مورد توجه قرار داده و در این خصوص چشم اندازهای وجود دارند. در حال حاضر اتحاد قوی با حضور روسیه- ترکیه - اسرائیل – عربستان سعودی – کشورهای حوزه خلیج فارس- جمهوری آذربایجان و اردن در حال شکل گیری است که هدف تحریم علیه ایران و به شکست کشاندن روابط ایران و آمریکا را پیگیری می کند. هر کدام از این کشورها درصدد جلب توجه ایران نسبت به خود هستند و مشخص نیست که ایران براساس کدام منافع خود عمل خواهد کرد. دولت های اروپایی بازی غیر صادقانه ای را با ایران آغاز کرده و از یک سو درصدد تسریع روند گسترش روابط اقتصادی با ایران بوده و از سوی دیگر این کشور را در زمینه های دیگر در تنگنا قرار داده و در برخی از مواقع نیز آمریکا را برای سازش بیش از حد برابر ایران مورد انتقاد قرار می دهند (گرچه در عمل چیز دیگری به نظر می رسد). می توان چنین تصور کرد که ایران مدل هایی را برای توافق با آمریکا ترجیح می دهد که براساس اصل رعایت حق انتخاب پی ریزی شده باشند. در غیر این صورت ایران وابستگی شدیدی به آمریکا پیدا کرده و در دام بازی های بیگانگان خواهد افتاد. ایران در حال حاضر سرگرم تدوین طرح های سیاسی گسترده ای برای ایجاد تحرک در سیاست کشورها و مناطق همسایه برآمده است تا در صورت حصول توافق با آمریکا در جایگاه برتری قرار داشته باشد. در این رابطه ارمنستان می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار شود، زیرا در صورت داشتن جایگاه برتر، ایران در صدد آن نخواهد بود تا از ارمنستان به عنوان پلی برای روابط خود با آمریکا بهره برداری کند. از سوی دیگر ایران و آمریکا در قبال نه تنها ارمنستان، بلکه جمهوری آذربایجان و گرجستان توافق کامل دارند. گرجستان به همراه ارمنستان از عناصر اصلی خط آهن ایران و اروپا بوده و از سوی دیگر انزوای جمهوری آذربایجان و قطع ارتباط این کشور با روسیه و ترکیه مطلوب خواهد بود. مرحله اولی که ایران در صدد اجرای آن در رابطه با ارمنستان است، خارج نمودن روسیه از گود و وارد نموده ضربه ژئواکونومیک و ژئوپلتیک به این کشور است. روسیه برای به شکست کشاندن طرح انتقال گاز ایران به اروپا برای اجرای هرگونه اقدام توطئه آمیز و حتی ایجاد درگیری و جنگ آماده خواهد بود. ایران به خوبی از اهمیت نقش حمایت آمریکا با اطلاع است. ایران واقف است که دیگر مناطق همچنان دچار مشکلاتی خواهند بود و عبور خط لوله انتقال گاز ایران به اروپا از مسیر عراق، سوریه و لبنان، حتی در صورت حل و فصل مناقشات موجود در این مناطق، دور از دسترس خواهد بود. علاوه بر این مسیرهای خاورمیانه ای و مدیترانه ای به جنوب اروپا متصل می شوند، در حالیکه ایران در صدد این است تا به عنوان شریک تجاری کشورهای میانه و غرب اروپا ظاهر شود، یعنی منطقه ای که بخش مهمی از سیاست جهانی در آن تعیین می شود. در حال حاضر ایران در هر شکل به اجرای طرح ایجاد دالان ارتباطی قفقاز جنوبی کمک خواهد کرد. طرحی که در طی سالیان طولانی مبارزه ناموفقی را بر علیه آن به اجرا گذاشته است. در این راه مانع عمده روسیه خواهد بود. چگونه می توان جایگاه روسیه در منطقه قفقاز جنوبی را تضعیف کرد؟ ایران در حال حاضر پاسخ روشنی برای این سئوال ندارد. برخی اظهار نظرات مطرح شده از سوی تحلیلگران مستقر در واشنگتن مبنی بر این که ایران ترجیح خواهد داد سیاست خود در منطقه قفقاز جنوبی را براساس تقابل میان منافع آمریکا و روسیه پی ریزی کند، چندان صحیح نمی باشند. زیرا این موضوع به معنای ایجاد بن بست کامل برای ایران خواهد بود. ایران یا شریکی برای خود انتخاب می کند و یا تنها خواهد ماند. ایران نمی تواند همزمان دو شریک را در کنار خود داشته باشد. ایرانی ها تمایلات ارمنستان را به خوبی درک می کنند و رویکردی مناسب از خود نشان می دهند. انتظار آن ها نه توسعه روابط میان ارمنستان و روسیه، بلکه شکست این روابط است. اگر ارمنستان درصدد حفظ موجودیت خود به عنوان سرزمین جمعیت کثیری از ارامنه است باید تصمیم های بنیادی اتخاذ کرده و مستقل تر عمل کند. سیاست ایران نیز بر همین اصل پی ریزی شده و کاملا منطبق بر منافع آمریکا قرار دارد.

نویسنده: ایگور مرادیان

منبع: " Lragir.am" ارمنستان

روبرت مارکاریان