چرا روابط ایران و ارمنستان نامتناسب هستند
پاسخ این پرسش را "ویکی لیکس" با انتشار نامه جان اوانس سفیر سابق آمریکا در ارمنستان خطاب به وزارت خارجه این کشور داده است که در آن ها به گفتگو با آرمن موسیسیان وزیر سابق انرژی ارمنستان اشاره شده است.
در این گفتگو که در سال 2005 میلادی برگزار شده است آرمن موسیسیان ضمن اشاره به وابستگی ارمنستان به روسیه به مقام آمریکایی تاکید کرده است خط لوله گاز ایران و ارمنستان به عنوان جایگزینی برای تامین امنیت انرژی و استقلال ارمنستان ضروری است. موسیسیان در عین حال عنوان کرده است روسیه از هیچ اقدامی برای کاستن از اهمیت خط لوله گاز ایران و ارمنستان دریغ نمی کند.
باید اذعان کرد که تلاش روسیه در این رابطه موفقیت آمیز بوده است. ظاهرا خط لوله گاز ایران و ارمنستان تبدیل به خط لوله ای بی ارزش شده که نمی تواند به عنوان گزینه جایگزین برای ارمنستان مطرح باشد، مالکیت آن متعلق به "گازپروم" است، امکان تبدیل شدن به خط لوله ترانزیت در صورت نیاز را نداشته و تنها فایده آن این است که از طریق آن گاز به ارمنستان رفته و پس از تبدیل شدن به نیروی برق به ایران باز می گردد. بدین ترتیب مشخص است که در نتیجه اقدامات روسیه این خط لوله مهم در چه وضعیتی قرار گرفته است. این موضوع را می توان نمونه ای برای نوع روابط میان ایران و ارمنستان دانست که توسط آن می توان به نقش روسیه و نیز رویکرد مقامات ارمنستان پی برد. به همین دلیل نیز در سال های پس از استقلال در روابط میان ایران و ارمنستان همواره حرف بر عمل برتری داشته است.
موضوع این است که اقدامات عملی در زمینه روابط ایران و ارمنستان شامل اجرای طرح ها در حوزه انرژی و زیرساخت ها می باشد. تنها این دو موضوع می توانند سطح روابط اقتصادی را با روابط سیاسی متناسب نمایند. آن چه مشخص است روابط در زمینه های تجاری، توریسم و غیره را نمی توان با روابط سیاسی هم طراز ساخت زیرا تناسب میان روابط سیاسی و اقتصادی نه به حجم روابط بلکه ارزش آن ها ارتباط دارد. به عبارت دیگر سطح روابط سیاسی و اقتصادی تنها زمانی با یکدیگر متناسب هستند که روابط اقتصادی از لحاظ اهمیت هم طراز با روابط سیاسی باشند. برای ایجاد این تناسب نیاز به خط لوله گاز ایران و ارمنستان ، خط آهن ایران و ارمنستان، طرح های مشترک انرژی میان ایران و ارمنستان احساس می شود. مواردی که می توانند چهره منطقه، نقشه زیرساختی منطقه، ترتیبات قدرت و همچنین رویکردهای سیاسی را دگرگون کنند.
باید اذعان کرد که مشکل عمده در روابط میان ایران و ارمنستان تلقی نادرست از آن است و نه روابط اقتصادی. شاید به همین دلیل نیز طرف ایرانی در اظهارات خود همواره بر لزوم پیگیری در روابط میان ایران و ارمنستان تاکید می کند. در واقع تهران به صورت مداوم این موضوع را به ایروان یادآور می شود که باید از مرحله حرف به عمل یعنی سطح سیاسی گذر کرد.
از سوی دیگر روابط سیاسی ایران و ارمنستان نیز در فقدان طرح های زیرساختی اقتصادی تبدیل به روابط تشریفاتی می شوند که هیچ پتانسیل عظیمی را در خود نهفته ندارند. این موضوع بویژه در شرایط کنونی که استقلال و امنیت ارمنستان در معرض تهدید جدی قرار دارد از اهمیت ویژه برخوردار بوده و داشتن روابط با شرکای ذینفع می تواند نقش عمده ای در مهار چالش های مهم داشته باشد. از سوی دیگر تحولات مهمی پیرامون ایران در جریان بوده و احتمال عادی سازی روابط ایران با غرب بسیار زیاد است. در این راستا روابط میان ایران و ارمنستان می توانند به عنوان عامل مهم در جهت آغاز فرآیند فعال برای ایجاد تغییرات اساسی در منطقه قفقاز جنوبی مطرح شوند.
در این زمینه تنها عامل مهم این است که حکومت ارمنستان در راستای روابط با ایران تنها براساس منافع دولتی ارمنستان عمل کند نه منافع امپراطوری روسیه. برای این مهم ضروری است که دولت ارمنستان به جای روسیه درصدد جلب حمایت جامعه ارمنستان باشد. چشم انداز این موضوع با توجه به واقعیتی تلخ مبهم به نظر می رسد. نه تنها مقامات دولتی ارمنستان بلکه عمده نیروهای مخالف دولت نیز به روسیه تکیه دارند و معتقدند که نباید گام هایی بر خلاف میل روسیه برداشت.
به همین دلیل نیز توسعه روابط ایران و ارمنستان در دستور کار سیاسی نبوده و مورد بحث کارشناسی قرار نمی گیرند زیرا در این جا نیز بدون در نظر گرفتن برخی از استثنائات منطق امپراطوری روسیه غالب است.
نویسنده:آرام آمادونی
منبع: "1in.am " ارمنستان
روبرت مارکاریان
چشم انداز